به گزارش خبرنگار مهر؛ گزارش تازه آنتروپیک درباره موارد سوءاستفاده از مدل کلاد، ایران را مستقیماً در میان بازیگرانی قرار میدهد که این شرکت مدعی است از هوش مصنوعی برای عملیات نفوذ، جنگ روانی و فعالیتهای سازمانیافته اطلاعاتی استفاده کردهاند. آنتروپیک اعلام کرده سه حساب منتسب به بازیگران همسو با ایران را شناسایی و مسدود کرده و مدعی شد این حسابها برای تولید و توزیع محتوای هدفمند، پشتیبانی از عملیات نفوذ و ساخت روایتهای هماهنگ از کلاد استفاده میکردهاند. همین گزارش در بخشهای دیگر، استفاده بازیگران روسی، چینی و گروههای مستقر در یمن از کلاد را در حوزههایی به مراتب حساستر، از جاسوسی سایبری و شناسایی اهداف تا توسعه نرمافزار هدایت موشک و کنترل پرواز، تشریح میکند.
آنتروپیک در حالی استفاده ایران از مدل خود را در قالب «فعالیت مخرب» و «عملیات نفوذ» صورتبندی میکند که فناوری همین شرکت پیشتر در زیرساختهای طبقهبندیشده امنیت ملی آمریکا مستقر شده و بنا بر گزارشهای منتشر شده، کلاد در عملیات نظامی آمریکا علیه ایران نیز مورد استفاده قرار گرفته است. این همزمانی، گزارش آنتروپیک را از یک گزارش فنی درباره سوءاستفاده از هوش مصنوعی فراتر میبرد و آن را به سندی درباره ماهیت سیاسی تعریف «کاربرد مشروع» و «کاربرد مخرب» در اکوسیستم مدلهای مرزی تبدیل میکند.
دادههای منتشرشده در عین حال تصویری روشن از مرحله جدید نظامیسازی هوش مصنوعی ارائه میدهند. کلاد در پروندههای بررسیشده برای طراحی نرمافزار هدایت موشک، شناسایی آسیبپذیری سامانههای نظامی، عملیات جاسوسی سایبری، تولید پروندههای اطلاعاتی و پشتیبانی از فرایندهای مراقبت و هدفیابی به کار گرفته شده است. آنتروپیک اعلام کرده طی هشت ماه منتهی به اوت ۲۰۲۶ مجموعهای از این فعالیتها را شناسایی و مختل کرده است. مسئله اصلی در این گزارش، در نتیجه، فراتر از چند مورد سوءاستفاده منفرد است. آن چه آشکار میشود ورود مدلهای مرزی به زنجیره واقعی تولید قدرت نظامی، اطلاعاتی و شناختی است.
«مهندس نرمافزار مصنوعی» برای برنامه موشکی
فنیترین نمونه گزارش به ادعای یک هسته مهندسی مستقر در شمال یمن مربوط میشود. طبق ادعای آنتروپیک، این گروه همزمان روی سه برنامه تسلیحاتی کار میکرده که شامل یک راکت هدایتشونده، یک موشک بالستیک چندمرحلهای با هدف برد بیش از دو هزار کیلومتر و خانوادهای از موشکها با گونهای مرتبط با وسیله گلاید هایپرسونیک بوده است. اهمیت پرونده از شیوه استفاده از مدل ناشی میشود. بر اساس اعلام آنتروپیک، اپراتورهای کاربر «Claude Code» را عملاً در جایگاه نیروی مهندسی نرمافزار قرار داده بودند و نمونههای مختلف مدل وظایف جداگانهای مانند برنامهنویسی، تحقیق و بازبینی کد را انجام میدادند.
مدل در توسعه نرمافزار هدایت، ناوبری و کنترل یا «GNC» مشارکت داشت. آنتروپیک از یکپارچهسازی سامانه خلبان خودکار متنباز با رایانه پرواز، نوشتن کد کنترل و تخمین موقعیت، تنظیم پارامترهای کنترل، ساخت «firmware» و اجرای شبیهسازی پرواز سخن میگوید. این زنجیره اهمیت راهبردی دارد زیرا هوش مصنوعی در چنین کاربردی هزینه دسترسی به دانش مهندسی را کاهش میدهد. گروهی که پیشتر برای پیشبرد یک برنامه پیچیده به مجموعهای از متخصصان کنترل، نرمافزار و شبیهسازی نیاز داشت، اکنون میتواند بخشی از این ظرفیت را از یک مدل مرزی دریافت کند. آنتروپیک شواهدی از عملیاتی شدن موفق سامانه نظامی مذکور پیدا نکرده است و آزمایش میدانی ثبتشده نیز ظاهراً شکست خورده است. بازگشت اپراتورها به کلاد ظرف چند ساعت پس از آزمایش برای عیبیابی، در عین حال نشان میدهد مدل وارد چرخه واقعی طراحی، آزمایش، شکست و اصلاح شده است.
از «پاسخ پرسشها» تا «عاملیت مهندسی»
بررسی ادعای آنتروپیک درباره روش دور زدن سازوکارهای ایمنی کلاد نیز از منظر سیاستگذاری اهمیت ویژهای دارد. بر اساس متن گزارش، اپراتورها هدف نهایی را پنهان میکردند و پروژه را میان جلسات مختلف تقسیم میکردند تا هیچ مکالمه منفردی ماهیت کامل برنامه را آشکار نسازد. برخی درخواستها توسط سامانههای حفاظتی متوقف شدند و بخشی از آنها عبور کردند. این تجربه یک ضعف ساختاری در ایمنی مدلهای مولد را آشکار میکند. معماریهای حفاظتی که عمدتاً خطر را در سطح پرامپت منفرد تشخیص میدهند، در برابر پروژهای که هدف آن در طول چندین نشست و چند عامل توزیع شده باشد آسیبپذیرتر هستند.
گزارش آنتروپیک همچنین، ادعاهای مشابهی در حوزه عملیات سایبری ارائه میکند. بر همین اساس، یک عملیات جاسوسی منتسب به روسیه با ویژگیهای نزدیک به «APT۲۹» از جریانهای کاری خودکار برای بخش بزرگی از زنجیره عملیات سایبری استفاده کرده و یک گروه چینی مستقر در هونان، مدل کلاد را به لایه مهندسی و هماهنگکننده عملیات تهاجمی علیه شبکههای دولتی و شرکتی تبدیل کرده است. نمونههای دیگر نیز استفاده از مدل مذکور برای جنگ الکترونیک، تحلیل رادارها و سامانههای پدافند هوایی و اولویتبندی اهداف را نشان میدهند.
نقطه کور گزارش آنتروپیک
برای مخاطب ایرانی، گزارش در نقطهای اهمیت مضاعف پیدا میکند که طبقهبندی «سوءاستفاده» با سابقه همکاری خود آنتروپیک با ساختار نظامی آمریکا مقایسه شود. آنتروپیک در فوریه ۲۰۲۶ رسماً اعلام کرد کلاد در شبکههای طبقهبندیشده دولت آمریکا ادغام شده و برای تحلیل اطلاعاتی، مدلسازی و شبیهسازی، برنامهریزی عملیاتی و عملیات سایبری در اختیار وزارت دفاع و سایر نهادهای امنیت ملی قرار گرفته است. این همکاری بر قرارداد سال ۲۰۲۵ شرکت آنتروپیک با وزارت دفاع با سقف ۲۰۰ میلیون دلار استوار بوده است.
در ادامه، تجاوز نظامی اخیر نیروهای متجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران این تناقض را از سطح نظری خارج کرد. گزارشهای منتشرشده تأیید کردند نیروهای آمریکایی در حملات خود علیه ایران از خدمات هوش مصنوعی آنتروپیک استفاده کردهاند و کلاد در جریان عملیات نظامی آمریکا علیه ایران به کار گرفته شده است. گزارشهای مربوط به سامانه «Maven» نیز از نقش هوش مصنوعی در پردازش حجم عظیم دادههای اطلاعاتی و تسریع شناسایی و اولویتبندی اهداف در حمله به ایران حکایت دارند.
در نتیجه، مرز میان «کاربرد مشروع» و «سوءاستفاده» در گزارشهای شرکتی تا حد قابل توجهی تابع سیاست دسترسی و منافع امنیتی دولت میزبان شرکت شده است. استفاده یک بازیگر خارجی از کلاد برای تهیه اطلاعات هدفگیری درباره نیروهای آمریکایی به عنوان فعالیت مخرب شناسایی و حساب مرتبط مسدود میشود، در حالی که ادغام همان خانواده فناوری در معماری اطلاعاتی و عملیاتی ارتش آمریکا ذیل مأموریت امنیت ملی قرار میگیرد. آنتروپیک حتی در اوج اختلاف خود با پنتاگون نیز بر حمایت از استفاده از هوش مصنوعی در مأموریتهای دفاعی آمریکا تأکید کرده است.
جمعبندی
در نهایت، مهمترین هشدار گزارش آنتروپیک در تغییر ماهیت کاربرد هوش مصنوعی نهفته است. هوش مصنوعی هزینه تبدیل اطلاعات و دانش تخصصی به ظرفیت عملیاتی را کاهش میدهد. یک گروه کوچک میتواند با چند عامل هوش مصنوعی بخشی از کار یک تیم مهندسی موشک را انجام دهد. یک واحد اطلاعاتی میتواند هزاران پرونده را با نیروی انسانی محدود پردازش کند و یک اپراتور سایبری میتواند بخش بزرگتری از چرخه شناسایی، توسعه ابزار و بهرهبرداری را خودکار سازد. همین منطق در مقیاس بسیار بزرگتر در اختیار ارتشهای پیشرفته نیز قرار دارد.
از همین روی، گزارش آنتروپیک را باید سندی درباره ظهور «زیرساخت شناختی جنگ» خواند. مدلهای مرزی در حال تبدیل شدن به یک لایه عمومی توان نظامی هستند که میان اطلاعات، مهندسی، شبیهسازی، سایبر و عملیات پیوند برقرار میکند. تجربه استفاده آمریکا از هوش مصنوعی در جنگ علیه ایران نشان میدهد این تحول پیشاپیش از آزمایشگاه عبور کرده و وارد میدان شده است. پاسخ سیاستی ایران نیز به همین دلیل باید از سطح دسترسی به یک چتبات فراتر رود و بر ایجاد ظرفیت بومی مدلهای مرزی، زیرساخت محاسباتی امن، عاملهای تخصصی دفاعی و سازوکارهای حقوقی برای مواجهه با نقش شرکتهای هوش مصنوعی در مخاصمات مسلحانه متمرکز شود. جنگ الگوریتمی آغاز شده است و قدرت در این میدان به بازیگری تعلق خواهد گرفت که بتواند هوش مصنوعی را از ابزار تولید پاسخ به زیرساخت تولید توان تبدیل کند.